<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>بررسی مسائل اجتماعی ایران</title>
    <link>https://ijsp.ut.ac.ir/</link>
    <description>بررسی مسائل اجتماعی ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رسانه‌های اجتماعی و کودکان در ایران؛ پیمایش دیدگاه کاربران ایرانی</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_105933.html</link>
      <description>با گسترش فناوری‌های دیجیتال و نفوذ بی‌سابقه رسانه‌های اجتماعی در تمام ابعاد زندگی، کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از فعال‌ترین گروه‌های جامعه، با چالش‌های بی‌شماری در این فضا مواجه شده‌اند. این پژوهش با هدف تحلیل دیدگاه کاربران ایرانی درباره تأثیرات رسانه‌های اجتماعی بر کودکان و نوجوانان، به بررسی نگرانی‌ها، باورها و راهکارهای پیشنهادی والدین و مراقبان می‌پردازد. روش تحقیق از نوع پیمایشی بوده و داده‌ها از طریق مصاحبه حضوری با 14505 نفر از افراد 15 سال و بالاتر ساکن در 31 استان ایران در اردیبهشت 1403 جمع‌آوری شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اکثریت پاسخگویان (۸۰.۷ درصد) معتقدند دسترسی کودکان و نوجوانان به فضای مجازی آسیب‌زاست، که از این میان ۵۵.4 درصد آن را &amp;amp;laquo;آسیب زیاد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خیلی زیاد&amp;amp;raquo; ارزیابی می‌کنند. همچنین، ۸۹.۳ درصد پاسخگویان بر ضرورت نظارت خانواده بر فعالیت‌های کودکان در فضای مجازی تأکید دارند. دو عامل &amp;amp;laquo;نگرانی از مدت زمان استفاده&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نگرانی از دسترسی به محتواهای نامناسب&amp;amp;raquo; نیز به ترتیب توسط 76 و 80.3 درصد از پاسخگویان تأیید شده‌اند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که زنان و افراد متاهل و افراد بالای 30 سال نگرانی بیشتری را ابراز می‌کنند. این یافته‌ها بر ضرورت تدوین سیاست‌های جامع خانوادگی و ملی برای مدیریت امن و هوشمندانه حضور کودکان در فضای مجازی تأکید دارد. این پژوهش پیشنهاد می‌کند که رویکرد &amp;amp;laquo;نظارت فعال&amp;amp;raquo; خانواده‌ها می‌تواند به عنوان یک مکانیزم دفاعی مؤثر عمل می‌کند. همچنین تحلیل نتایج نشان داد نگرانی‌ها در گروه‌های سنی، تحصیلی و قومی مختلف متفاوت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربۀ زیستۀ اینفلوئنسرها در اینستاگرام از کنش‌گری سیاسی در اعتراضات 1401</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_105999.html</link>
      <description>این مقاله با رویکردی کیفی، به تحلیل تجربۀ زیسته‌ اینفلوئنسرهای اینستاگرامی درجریان اعتراضات ۱۴۰۱ در ایران می‌پردازد. پژوهش حاضر بر پایۀ مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۱ اینفلوئنسر و تحلیل مردم‌نگارانه از محتوای صفحات آن‌ها تلاش می‌کند تا تنوع کنش‌ها، محدودیت‌ها، و راهبردهای ارتباطی اینفلوئنسرها را در مواجهه با یک بحران اجتماعی-سیاسی مطالعه نماید. یافته‌ها نشان می‌دهد که اینفلوئنسرها در بستری آکنده از چالش‌های امنیتی، اقتصادی و انتظارات مخاطبان، میان سکوت، همراهی و مقاومت در برابر مخاطبان صفحاتشان در حال مذاکرۀ دائم بوده‌اند. تحلیل مضامین نشان داد که تصمیم‌های اینفلوئنسرها، نه صرفاً براساس باور سیاسی، بلکه در تعامل پیچیده با هویت برند، فشار بازار و نگرانی‌های فردی اتخاذ می‌شدند. در این میان، مخاطبان نیز از طریق بازخورد، نقد و حتی تهدید، نقش فعالی در جهت‌دهی محتوای منتشرشده داشتند. در نهایت، این مقاله نشان می‌دهد که کنشگری سیاسی در بستر اینستاگرام، بیش از آن‌که به صورت جریان‌سازی مستقل رخ دهد، در قالب چانه‌زنی روزمره و تعامل با افکار عمومی شکل گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تنازعات گفتمانی پیرامون حجاب در دوره پهلوی دوم (محدوده سال های 1321-1355)</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_104507.html</link>
      <description>مسئله حجاب و پوشش زنان در ایران معاصر، به ویژه در عصر پهلوی دوم، به یکی از محورهای اصلی منازعات فرهنگی و هویتی بدل شد و زمینه‌ساز تحولاتی بود که نقش تعیین‌کننده‌ای در وقوع انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ایفا کرد. این مقاله با تکیه بر تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه و مطالعه منابع تاریخی، به بررسی سیر تطور گفتمان حجاب و ضدحجاب در دوره پهلوی دوم می‌پردازد. داده‌های پژوهش مبتنی بر تحلیل اسناد تاریخی، سخنان کنشگران سیاسی و اجتماعی، نشریات دوره و مصوبات رسمی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که دولت پهلوی دوم، پس از تحکیم قدرت و متاثر از فضای بین‌المللی (اوج گیری موج دوم فمینیسم، جنبش‌های ضداستعماری)، با ابزارهایی چون انجمن‌ها و رسانه‌های زنانه کوشید گفتمان بی‌حجابی را با دال مرکزی ترقی و تمدن و دال های شناور آزادی، عقلانیت و مسئولیت اجتماعی هژمونیک سازد، دال زیبایی شناسی نیز در این برهه تاریخی مورد توجه گفتمان مذکور است، اما تناقضات گفتمانی حجاب ستیزان، منجر شد تا بی حجابی با برهنگی، هرزه گرایی و بی عفتی در یک زنجیره هم ارزی قرار گیرند، از سوی دیگر گفتمان حجاب گرایی که در ابتدا در موضع انفعال قرار داشت، پس از یک چرخش گفتمانی، توانست با تاکید بر دال عفاف همراه با حضور اجتماعی زنان، مفهوم حجاب را از نماد سنتی بودن به انقلابی بودن و اصیل بودن تغییر دهد در نتیجه، منازعه میان این دو قطب گفتمانی به هژمونیک شدن گفتمان حجاب بر فضای عمومی در آستانه انقلاب اسلامی انجامید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گفتمان‌های فرآیند قانونگذاری در حوزه حقوق خانواده (یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی)</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_106546.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد تحلیل گفتمان لاکلا و موفه به بررسی فرآیند قانونگذاری در حوزه حقوق خانواده در یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که با یکدست‌شدن مجلس و دولت در ذیل گفتمان اصولگرایی، شکاف‌های پنهان درون این جریان سیاسی آشکار و به بروز دو خرده‌گفتمان &amp;amp;laquo;سنتی اصولگرایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحول‌خواه اصولگرایی&amp;amp;raquo; در عرصه قانونگذاری خانواده منجر شد. گفتمان سنتی با نشانه مرکزی &amp;amp;laquo;تحکیم نهاد خانواده&amp;amp;raquo; و مفصل‌بندی آن با نشانه‌هایی از جمله اسلام، روابط سنتی درون‌خانوادگی، اخباری‌گری، عدم توجه به حقوق زن، نفوذ و... از ابزارهای سخت‌افزاری برای طرد رقیب بهره برد و در تصویب ماده ۵۶ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت و توقف لایحه حفظ کرامت و تأمین امنیت زنان در برابر خشونت نقش محوری داشت. در مقابل، گفتمان تحول‌خواه با نشانه مرکزی &amp;amp;laquo;موازنه میان استیفای حقوق زن و استحکام نهاد خانواده&amp;amp;raquo; و نشانه‌هایی چون فقه پویا، کرامت زن در خانواده، نقش مادری، رهبر انقلاب، فرهنگ، اجماع کارشناسی و... از راهبردهای نرم برای حاشیه‌رانی گفتمان رقیب و تعدیل یا توقف برخی طرح‌ها استفاده کرد و توانست کلیات لایحه حفظ کرامت و تأمین امنیت زنان در برابر خشونت را به تصویب برساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بوستان‌ها به مانند آزمایشگاه اجتماعی شهر: پیوند امنیت، غنای فرهنگی و اجتماع‌پذیری در شکل‌دهی تجربه مادران و ...</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_106734.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی زمینه&amp;amp;shy;ها و کارکردهای اجتماعی و فرهنگی بوستان&amp;amp;shy;های مادر و کودک در شهر تهران، و استفاده از روش‌های کیفی مبتنی بر مشاهده و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته‌(52 مصاحبه) به درک تجربیات استفاده‌کنندگان و عوامل مرتبط‌(مادران، نگهبانان بوستان&amp;amp;shy;ها، همسایگان محلی و کارشناسان شهرداری) پرداخته است.&#13;
داده&amp;amp;shy;های بوستان‌ها ابتدا به صورت منفرد مقوله&amp;amp;shy;بندی شده&amp;amp;shy;اند؛ سپس برحسب پیوند میان سه مقوله محوری احساس امنیت، غنای فرهنگی و قابلیت اجتماع&amp;amp;shy;پذیری، سه دسته بوستان با عنوان&amp;amp;shy;های &amp;amp;laquo;بوستان پیشرو&amp;amp;raquo; (اجتماع‌پذیر با معماری اجتماع&amp;amp;shy;محور)، &amp;amp;laquo;متوسط&amp;amp;raquo;‌(فراغت&amp;amp;shy;پذیر و محلی) و &amp;amp;laquo;خاموش&amp;amp;raquo;‌(اجتماع&amp;amp;shy;گریز و غیرحساس به فرهنگ) از هم تفکیک شده&amp;amp;shy;اند. براساس یافته&amp;amp;shy;ها، در تجربه مادران و بانوان ، امنیت و فرهنگ به اجتماع‌پذیری و غنی&amp;amp;shy;سازی فراغت درپارک کمک بزرگ کرده&amp;amp;shy;اند. به عبارت دیگر رویکرد معماری اجتماع&amp;amp;shy;محور بوستان&amp;amp;shy;ها از طریق تامین امنیت(حضور منظم نگهبان، نصب دوربین در ورودیها و خروجی&amp;amp;shy;ها)، چیدمان اجتماعی فضا(نحوه نصب نیمکت‌ها، آلاچیق&amp;amp;shy;ها، میدان&amp;amp;shy;های باز و تعاملی) و وجود امکانات و تجهیزات فرهنگی(فرهنگ&amp;amp;shy;سرا، فضای ورزشی، کتابخانه، خانه مادر و کودک و...) میزان هم&amp;amp;shy;گرایی، هم&amp;amp;shy;نشینی و دورهمی&amp;amp;shy;های مادران را افزایش داده است. به میزانی که مادران از حضور افراد پرخطر و نامتناسب با فضا یعنی معتادان، افراد بی&amp;amp;shy;خانمان و ... دچار تشویش بیشتر شده&amp;amp;shy;اند، &amp;amp;nbsp;نگاه بدبینانه&amp;amp;shy;تری نسبت به بوستان&amp;amp;shy;ها &amp;amp;nbsp;داشته اند. یعنی ایشان در اثراین احساس ناامنی، بوستان&amp;amp;shy;ها را محمل و فضای تعاملات اجتماعی مثبت و سرمایه اجتماعی قلمداد نمی&amp;amp;shy;کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل احساس امنیت اجتماعی در شهر کرمانشاه از منظر مکتب کپنهاگ</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_106694.html</link>
      <description>هدف پژوهش، توصیف، تحلیل و تبیین امنیت اجتماعی در شهر کرمانشاه بوده است. روش پژوهش، پیمایش و حجم نمونه 400 نفر بالای 18 سال شهر کرمانشاه است که به شیوه نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای در 20 بلوک شهر کرمانشاه انتخاب شد‌ه‌اند. مبانی نظری و تعریف مفهومی امنیت اجتماعی، آرای بوزان، مالر و ویور از مکتب کپنهاگ بوده است.&#13;
یافته‌های پژوهش نشان داد که امنیت جانی شهروندان در حد متوسط بوده است (45/2 از 5). امنیت جانی مردان و افرادی که خویشاوندان، تحصیلات، مدت سکونت، تعداد ساعت بیرون از منزل و سن بیشتری داشته‌اند بالاتر بوده است. امنیت مالی شهروندان پایین بوده است (76/1 از 5). امنیت مالی افرادی که سن، تحصیلات، تعداد اقوام و مدت سکونت بیشتری داشته‌اند، نیز بیشتر بوده است. امنیت هویتی شهروندان خوب بوده است (99/3 از 5). امنیت هویتی زنان و افرادی که سن و خویشاوندان بیشتری داشته‌اند نیز بالاتر بوده است. از نظر پاسخگویان میزان جرم در شهر کرمانشاه تقریباً زیاد بوده (90/3) و پاسخگویان شاهد (میانگین 2/3 از 5) و یا تجربه (میانگین 04/2) نزاع و درگیری و جرم بوده‌اند و به طور متوسط (میانگین 58/2 از 5) پیگیر اخبار جرائم بوده‌اند. یافته‌های تبیینی نشان داد که متغیرهای اعتماد اجتماعی و ویژگی‌های مکان بیشترین نقش در امنیت جانی، متغیرهای اعتماد و تجربه جرم بیشترین نقش در امنیت مالی و متغیرهای مشارکت اجتماعی و عملکرد مجریان قانون بیشتر ین نقش در امنیت هویتی داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر نگرش به نابرابری های قضایی و اجتماعی جنسیتی مقایسه دانشجویان تهرانی با شهرستان ها</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_105919.html</link>
      <description>طی تحولات اجتماعی اخیر در ایران، گسترش استفاده از رسانه‌ها، افزایش جمعیت و تعاملات اجتماعی، افزایش تحصیلات دانشگاهی، ورود بیشتر زنان به عرصه اجتماع، رشد فرد‌گرایی، کاهش بعد خانوار، منجر به کاهش نابرابری میان دختر و &amp;amp;nbsp;پسر در خانواده گردیده و همراه با آن توجه به یکسان‌نگری و رفع تبعیض‌های قضایی و اجتماعی بین زن و مرد افزایش یافته‌‌است. هدف این مقاله، بررسی نگرش به نابرابری و تحلیل عوامل موثر بر آن توسط تئورهای پنجره جمعیتی، تعامل گرایی نمادین، تحول هویت است. لذا 13 نابرابری قضایی عمده و 5 نابرابری اجتماعی انتخاب و نگرش دانشجویان زیر 35 سال نسبت به آن سنجیده‌شد و متغیر‌های مستقل جامعه‌پذیری‌جنسیتی، استفاده از رسانه‌های آزاد، وضعیت اقتصادی، تحصیلات والدین، رشد فردیت، مهاجرت و قومیت در نظر گرفته‌شد. با روش پیمایش، تعداد 106 گویه تدوین و از 655 دانشجوی تهرانی و 565 دانشجوی شهرستانی در 74 شهرستان پرسش‌گری شد. نتایج نشان می‌دهد که مخالفت‌ها با نابرابری قضایی بین 59 تا 98 درصد است. در تهران و شهرستان‌های همسان هم بیشترین مخالفت با سن ازدواج 9 سال و حق طلاق و گرفتن همسر دوم است. همه موارد: سن ازدواج 9 سال برای دختران، حق حضانت فرزندان با پدر، آزادی قانونی گرفتن زن دوم توسط مردان، اجبار زن به تمکین از مرد تحت هر شرایطی، تفاوت دیه بین زن و مرد، تفاوت ارث میان دختر و پسر مورد اعتراض یکسان دانشجویان تهرانی و شهرستانی است. طبق جدول معادلات ساختاری در هر دو جامعه تهرانی و شهرستانی کل متغیرهای رشد هویت فردی، جامعه‌پذیری جنسی در کودکی، وضعیت اقتصادی، تحصیلات والدین، استفاده از رسانه‌ها، به میزان 0.25 درصد نگرش افراد به نابرابری جنسیتی را تعیین می‌کنند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>گسست تجربه کودکی در میان کودکان کار در خیابان: مطالعه‌ای در شهر رشت</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_107052.html</link>
      <description>کودکانی که از سنین پایین در فعالیت‌های اقتصادی مشارکت دارند، با تجربه‌هایی دشوار، پیچیده و آسیب‌زا مواجه‌اند. این مطالعه با رویکر کیفی و روش نظریه زمینه‌ای انجام شده است. مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل ۱۵ کودک کار در خیابان در شهر رشت بودند که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که کودکان کار در خیابان با نوعی &amp;amp;laquo;دوگانگی احساسی&amp;amp;raquo; مواجه‌اند؛ به‌گونه‌ای که احساس رضایت نسبی از مشارکت اقتصادی در آنان با احساس ترحم، تحقیر، طرد و نادیده‌انگاری اجتماعی در هم آمیخته است. علاوه‌براین&amp;amp;laquo;هویت دوگانه&amp;amp;raquo;‌ای در این کودکان شکل گرفته که منجر به کشمکشی دائمی میان نقش‌های کودکی و بزرگسالی می‌شود. وضعیت &amp;amp;laquo;رهاشدگی مضاعف&amp;amp;raquo; نیز در میان این کودکان مشهود است؛ به‌نحوی ‌که کمبود حمایت‌های خانوادگی و اجتماعی به‌طور همزمان تجربه شده و کودکان از طریق مقایسه اجتماعی با همسالان، این فقدان را درک می‌کنند. همچنین، محرومیت‌های مالی و کمبود فرصت برای استراحت، تفریح و تعامل اجتماعی، زندگی آن‌ها را به چرخه‌ای یکنواخت از خانه تا خیابان و بالعکس تقلیل داده است؛ امری که با حذف فرصت‌های تفریح، تعاملات خانوادگی و اجتماعی، به &amp;amp;laquo;رکود زیست‌جهان&amp;amp;raquo; انجامیده است. در نهایت، &amp;amp;laquo;فرودستی پایدار&amp;amp;raquo; به‌عنوان وضعیتی بازتولیدشونده از محرومیت و بی‌قدرتی، شرایط تثبیت‌شده‌ای را بر زندگی آنان تحمیل کرده است. این وضعیت انسداد زیست‌جهان کودکانه، در قالب مقوله مرکزی &amp;amp;laquo;کودکی مصادره‌شده&amp;amp;raquo; صورت‌بندی شده است که بیانگر سلب تدریجی تجربه‌های بنیادین کودکی در بستر خیابان می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه شناختی پدیده کودکان کار مجازی و زمینه های اجتماعی شکل گیری آن</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_106741.html</link>
      <description>شکل جدید بهره ‌کشی و کار کودکان با فراگیری شبکه‌های اجتماعی بخصوص اینستاگرام باعث بوجود آمدن نسل جدیدی ازکودکان کار مجازی شده که به آنها به اصطلاح "کارگران اینستاگرامی" می‌گویند؛ کودکان کارگرشیک پوشی که درانبوه صفحات فضای مجازی مانند اینستاگرام مشغول کار و تجارت مجازی‌اند. ازاینرو هدف اصلی این تحقیق این بوده که زمینه‌های اجتماعی شکل گیری و پیدایش این پدیده را در جامعه مورد تحلیل جامعه ‌شناختی قراردهد. ازروش تحقیق کیفی زمینه‌ای (گراند تئوری) در این پژوهش استفاده و جامعه مورد مطالعه از طریق نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند که در حقیقت والدین کودکانی‌اند که بعنوان کارفرماهای آنها ، فعالیت‌های کاری - تبلیغی‌شان را درشبکه مجازی اینستاگرام مدیریت می‌نمایند، که تعداد 20 والد از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به سوالات محقق پاسخ دادند. فعالیت و کارهای انجام شده توسط کودکان در شبکه اجتماعی اینستاگرام&amp;amp;nbsp; در سه دسته طبقه‌بندی می‌شوند: الف) کارهای تبلیغاتی، ب) کارهای نمایشی و ج) کارهای خدماتی. از داده‌های حاصل از این پژوهش پس ازمراحل سه‌گانه کدگذاری باز، محوری وانتخابی درمجموع 255 مفهوم ،22 مقوله فرعی و4 مقوله اصلی استخراج شد. مقولات عبارتند از: "زیست-تجارت مجازی، کودک نمایشی مجازی، بازسازی هویت والد ومطلوبیت نهایی والدمحور" و در نهایت با تلفیق مدل‌های بدست آمده، مقوله هسته "کودک برده مجازی" معرفی گردید. والد-کارفرماهایی که درشبکه‌های اجتماعی زیست-تجارت مجازی می‌کنند، کودک خود را به یک شی تزیینی- نمایشی وابزاری درآمدزا بدل می‌سازند؛ کودک برده نمایشی که با دیده شدن و جلب توجه مستمرش، در معرض خرید و فروش مجازی کاربران، فالوورها و خریداران قرار می‌گیرد. همچنین در تیپولوژی حاصل از نتایج این تحقیق، سه نوع تیپ کودک مورد تحلیل قرار گرفت: کودکان زودبازده یا قلکی، کودکان ویترینی یا تزئینی و کودکان هاله‌ای که هرکدام از این کودکان بنا بر ماهیت فعالیت و کار انجام شده در شبکه مجازی اینستاگرام&amp;amp;nbsp; قابل شناسایی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد آموزه های رهیافت پساتوسعه گرایی در مواجهه با مسائل توسعه استان کرمانشاه</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_106540.html</link>
      <description>کاربرد دستورالعمل&amp;amp;shy;های رهیافت نوسازی را می&amp;amp;shy;توان از لابه&amp;amp;shy;لای برنامه&amp;amp;shy;های پیشرفت اقتصادی- اجتماعی در سطوح ملی و محلی پیش از انقلاب اسلامی و متعاقب آن کشف نمود. وضعیت توسعه&amp;amp;shy;ای کنونی استان کرمانشاه مبین آن است که بایسته&amp;amp;shy;های نظری رهیافت یاد شده نه تنها قادر به&amp;amp;shy;تحقق اهداف توسعه متوازن و همگون در بخش&amp;amp;shy;های مختلف استان نبوده بلکه حیات اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی شهروندان را با پیچیدگی&amp;amp;shy;های بیشتری مواجه ساخته است. رویکرد پساتوسعه به عنوان پشتوانه نظری پژوهش حاضر بیان می&amp;amp;shy;دارد که رویکردهای نوسازی و توسعه که عمدتاً بعد از جنگ جهانی دوم در اغلب کشورها و مناطق جهان در حال توسعه انضمامی شدند، حاوی یک نگاه قوم مدار و غرب محور بوده و با رویکردی ساده&amp;amp;shy;سازی و تقلیل&amp;amp;shy;گرا به محیط توسعه در عمل باعث تعمیق فرآیند توسعه نیافتگی این مناطق و نیز تقویت شکاف&amp;amp;shy;های موجود در جوامع هدف گردیده&amp;amp;shy;اند. پرسش پژوهش حاضر آن است که دشواره توسعه نیافتگی در استان کرمانشاه و راهکار مواجهه با آن را چگونه می&amp;amp;shy;توان فهم نمود؟ فرضیه پژوهش بدین صورت طراحی شده که توسعه نیافتگی در استان کرمانشاه، برآیند کاربست الگوی مدرنیزاسیون توسعه بوده و راهکار رفع آن، به&amp;amp;shy;کارگیری رویکرد پساتوسعه در مواجهه با محیط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی توسعه استان است. یافته&amp;amp;shy;ها و نوآوری تحقیق نشانگر آن است که الگوی بومی و درون&amp;amp;shy;زا در بهره&amp;amp;shy;برداری از ظرفیت&amp;amp;shy;های بومی استان همچون موقعیت مرزی و نقش بازارچه&amp;amp;shy;ها در توسعه تجارت منطقه&amp;amp;shy;ای، اقلیم مناسب و منابع طبیعی نظیر آب، خاک و مراتع، وجود ابنیه تاریخی و طبیعی جهت توسعه گردشگری و صنایع دستی و نیز ورزش&amp;amp;shy;های بومی، توان و قابلیت&amp;amp;shy;های محیطی نهفته و آشکاری را پیش رو قرار می دهد که می&amp;amp;shy;تواند تا حدود زیادی در رفع موانع توسعه استان مؤثر واقع شده و حیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهروندان را ارتقاء ببخشد. در این پژوهش، از چارچوب نظری پساتوسعه و نیز روش اسنادی، جهت تبیین مسئله تحقیق بهره گرفته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربه توانمندسازی کودکان کار و خیابان با رویکرد اجتماع محور در شهر قرچک</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_106642.html</link>
      <description>پدیده &amp;amp;laquo;کودکان کار و خیابان&amp;amp;raquo; جلوه‌ای شاخص از بهره‌کشی و نابرابری اجتماعی است و پیامدهای عمیق اجتماعی، روانی و آموزشی برای کودکان و خانواده‌های آنان به همراه دارد. در ایران، این گروه شامل کودکانی از جامعه کولی‌ـ‌غربتی، زباله‌گردان، دست‌فروشان و کارگران کوره‌پزخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی است. سیاست‌های حمایتی متداول، مانند جمع‌آوری و اسکان موقت، به دلیل فقدان رویکرد توانمندساز و محدودیت پایداری، نتایج محدودی داشته‌اند و بهره‌گیری ناکافی از الگوهای اجتماع‌محور از کاستی‌های اصلی این حوزه است.&#13;
پژوهش حاضر با رویکرد کیفی پدیدارشناسی، تجربه اجرای پایلوت &amp;amp;laquo;سند جامع کاهش آسیب‌های اجتماعی کودکان کار&amp;amp;raquo; با رویکرد توانمندساز و اجتماع‌محور در شهرستان قرچک (۱۳۹۸&amp;amp;ndash;۱۴۰۰) را بررسی کرد. میدان مطالعه شامل کودکان کار و خیابان در شهر و مناطق تابع، به‌ویژه روستاها و کوره‌پزخانه‌ها بود. نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اشباع نظری و تنوع مشارکت‌کنندگان انجام شد و ۳۰ نفر شامل ۱۶ تسهیلگر اجتماعی و ۱۴ کودک کار و خیابان انتخاب شدند. یافته‌ها نشان داد که برنامه در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی اثرات مثبت قابل توجهی ایجاد کرده است: ارتقای مهارت‌ها و اعتماد به نفس کودکان، کاهش انزوای اجتماعی، پیشگیری از ترک تحصیل، افزایش مشارکت و تعامل خانوادگی و ارتقای آگاهی جامعه محلی نسبت به حقوق و نیازهای کودکان. تجربه این برنامه تأکید کرد که توانمندسازی واقعی همراه با رویکرد اجتماع‌محور، کلید پایداری مداخلات اجتماعی و اثرگذاری بلندمدت است و می‌تواند به عنوان الگوی موفق برای سایر مناطق کشور مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خیر دینی زنان ایرانی و عراقی در پیاده‌روی اربعین؛ به سوی بازاندیشی در تقسیم‌کار جنسیتی</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_106646.html</link>
      <description>پیاده‌روی اربعین طی دو دهه اخیر از یک زیارت سنتی شیعی به بزرگ‌ترین اجتماع دینی جهان بدل شده و به عرصه‌ای گسترده از کنش مذهبی - اجتماعی تبدیل گردیده است. ویژگی برجسته این آیین، شبکه عظیم و داوطلبانه &amp;amp;laquo;خیر دینی&amp;amp;raquo; است که خدمات تغذیه، اسکان، سلامت و فعالیت‌های فرهنگی را بدون چشمداشت سامان می‌دهد. در این میان، حضور زنان ایرانی و عراقی در مقام زائر و خادم اهمیت یافته و ضرورت مطالعه جامعه‌شناختی تطبیقی را آشکار ساخته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و مردم‌نگارانه، داده‌ها را از طریق مصاحبه با مدیران و اعضای موکب‌ها و مشاهده مشارکتی گردآوری کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد در سپهر ایرانی، موکب‌ها بر ترکیبی از روابط شخصی و شبکه‌های سازمانی استوارند و زنان توانسته‌اند از نقش‌های سنتی فراتر رفته و در مدیریت فرهنگی، هماهنگی واحد خواهران و حتی اداره کامل موکب مشارکت کنند. انگیزه آنان ترکیبی از باور دینی، نذر فردی و سرمایه اجتماعی محلی است. در سپهر عراقی، موکب‌ها بیشتر بر بنیان خانوادگی و عشیره‌ای شکل می‌گیرند و زنان عمدتاً در نقش‌های سنتی مانند تهیه غذا و مراقبت از کودکان فعال‌اند. زنان ایرانی تا حدی تقسیم جنسیتی کار را بازتعریف کرده‌اند، درحالی‌که زنان عراقی همچنان در چارچوب سنتی عمل می‌کنند. باوجود تفاوت‌ها، هر دو گروه مشارکت خود را کنشی خیر دینی می‌دانند که انسجام اجتماعی و هویت دینی را تقویت می‌کند. همچنین زنان ایرانی با چالش‌هایی چون وابستگی مالی و سیاست‌گذاری مردانه مواجه‌اند، اما مشارکت آنان عرصه‌ای برای مطالبه اجتماعی و بازاندیشی نقش زنان در فضای عمومی دینی محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازار اخلاقی توییتر:‌ رابطه ترجیحات اخلاقی و رفتار سیاسی کاربرد مدل یادگیری عمیق در کلان‌داده انتخابات ۱۳۹۶ ایران</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_105918.html</link>
      <description>فرایند تصمیم‌گیری انسانی، که متأثر از عوامل درونی و زمینه‌ای است، نقشی بنیادین در شکل‌گیری کنش‌های اجتماعی و رفتارهای سیاسی ایفا می‌نماید. فهم ترجیحات اخلاقیِ زیربنای این تصمیمات، برای تبیین سازوکارهای حاکم بر امر اجتماعی، ضروری است. مقاله حاضر، با اتخاذ رویکردی میان‌رشته‌ای، از توییتر بهره می‌گیرد تا به بررسی ترجیحات اخلاقی و نسبت آن‌ با جهت‌گیری‌ سیاسی افراد بپردازد. چارچوب بنیادهای اخلاقی با بهره‌گیری از مدل‌های یادگیری عمیق بر روی مجموعه داده‌ای گسترده از توییت‌ها، تحلیل و تأیید شدند. یافته‌های تحقیق، مفاهیمی چون گروه‌گرایی، تمایل به جلب توجه، بی‌اعتمادی، جهت‌گیری ارزشی، مسئولیت‌پذیری و شناخت را به‌عنوان عناصر کلیدی در شکل‌گیری رفتار سیاسی برجسته می‌سازد. این مفاهیم در میان گروه‌های مختلف الگوهای متمایزی از خود بروز می‌دهند.

یافته‌ها نشان می‌دهد که قطب‌های مثبت ترجیحات گروه و توجه، به‌همراه ترجیحات مرتبط با ارزش، مسئولیت و اعتماد، غالب‌ترین نقش را در سازمان‌دهی گفتمان سیاسی در توییتر فارسی دارند و رفتار کاربران بیش از آن‌که صرفاً تابع برچسب‌های رسمیِ جناحی باشد، از الگوهای متمایز ترجیح اخلاقی تأثیر می‌پذیرد. گروه‌های سیاسی رقیب، مجموعه‌ای متفاوت از ارزش‌های اخلاقی را اولویت‌بندی کرده و این ارزش‌ها از خلال تعاملات بین‌گروهی بازتولید می‌شوند؛ تعاملاتی که در شکل‌گیری هویت‌های جمعی مؤثر واقع می‌شوند. اخلاق مسئولیت‌پذیری و اعتماد، همراه با پویایی‌های گروهیِ متمایل به همرنگی، زمینه‌ساز ثبات اردوگاه‌های سیاسی بوده‌اند. اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان، علی‌رغم تعارض گفتمانی، «امضای اخلاقی» مشابهی دارند، در حالی‌که معاندان پروفایلی متمایز مبتنی بر برجسته‌سازی قدرت، بی‌اعتمادی و مخالفت با سکون نشان می‌دهند و کاربران غیرسیاسی بیش از همه بر روابط نزدیک و هویت‌های خرد تمرکز دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیگری فراموش شده : فراتلخیص مطالعات خشونت خانگی علیه مردان</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_106714.html</link>
      <description>خشونت خانگی علیه مردان پدیده‌ای است که در گفتمان مسلط دانشگاهی و سیاست‌گذاری‌های حمایتی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مردان قربانی اغلب به‌عنوان قربانیان پنهان بازنمایی می‌شوند و تجربه آنان از مشروعیت اجتماعی برخوردار نیست. اگرچه زنان هنوز هم درصد بالایی از قربانیان خشونت خانگی را به خود اختصاص می‌دهند اما در سال‌های اخیر تعداد مردانی که تجربه خشونت خانگی داشته‌اند رو به افزایش بوده است. هدف مطالعه حاضر، کاوش در عوامل زمینه‌ساز، پیامدها و راهبردهای مقابله‌ای خشونت خانگی علیه مردان از طریق فراتلخیص مطالعات انجام‌شده در این حوزه است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش‌شناسی فراتلخیص و با بررسی نظام‌مند ۲۲ پژوهش داخلی و خارجی در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ انجام شد. مقالات منتخب با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد عوامل زمینه‌ساز خشونت علیه مردان شامل نابرابری‌های ساختاری و جنسیتی، تجربیات دوران کودکی، کلیشه‌های جنسیتی، موانع نهادی و بسترهای فرهنگی است. پیامدها در سه سطح فردی شامل آسیب‌های جسمی و روانی، شغلی شامل ناامنی معاش، و اجتماعی شامل قضاوت‌های کشنده و مردزدایی شناسایی شدند. راهبردهای مقابله‌ای نیز به دو دسته راهبردهای فعال شامل جستجوی اطلاعات و پیگیری قانونی و راهبردهای انفعالی شامل سکوت و پنهان‌سازی تقسیم شدند. مردان قربانی خشونت خانگی به‌مثابه دیگری فراموش‌شده در گفتمان مسلط، از مشروعیت اجتماعی محروم می‌مانند. بازنگری در قوانین، آموزش متخصصان و تغییر نگرش‌های فرهنگی برای حمایت از این قربانیان ضروری و مهم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نشانگان اضطراب در کودکان کار: پیش‌بینی بر اساس سبک‌های دلبستگی و نقش میانجی امید به زندگی و رضایت از زندگی</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_106811.html</link>
      <description>کودکان کار، در معرض آسیب‌های مختلف روانی-اجتماعی همچون تجربه‌ی اضطراب قرار دارند. بنابراین، این پژوهش با هدف پیش‌بینی نشانگان اضطراب در کودکان کار بر اساس سبک‌های دلبستگی با نقش میانجی امید به زندگی و رضایت از زندگی، انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی-‌همبستگی بوده و با روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه‌ شامل تمامی کودکان کار پسر 8-12 سال زیر نظر بهزیستی شهر تهران در سال 1404-1403 به تعداد 38000 نفر و نمونه شامل 380 نفر بود. جمع‌آوری داده‌ها با پرسشنامه‌های اضطراب اسپنس، سبک دلبستگی کولینز و رید، [AZ2.1]امید به زندگی اسنایدر و همکاران و رضایت از زندگی داینر و همکاران انجام شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم امید به زندگی و رضایت از زندگی بر نشانگان اضطراب، منفی و اثر مستقیم دلبستگی دوسوگرا بر نشانگان اضطراب، مثبت و معنادار است (05/0&amp;amp;gt;P). تاثیر مستقیم دلبستگی ایمن به امید به زندگی و رضایت از زندگی، مثبت و معنادار و تاثیر مستقیم دلبستگی اجتنابی بر امید به زندگی و رضایت از زندگی، منفی و معنادار و تاثیر مستقیم دوسوگرا بر رضایت از زندگی، منفی و معنادار است (05/0&amp;amp;gt;P). امید به زندگی، دارای نقش میانجی معنادار در رابطه دلبستگی ایمن و دلبستگی اجتنابی با نشانگان اضطراب و رضایت از زندگی، دارای نقش میانجی معنادار در رابطه دلبستگی دوسوگرا و دلبستگی اجتنابی با نشانگان اضطراب است (05/0&amp;amp;gt;P). این نتایج، بر اهمیت نقش سبک‌های دلبستگی، امید به زندگی و رضایت از زندگی، در کاهش و افزایش نشانگان اضطراب در کودکان کار، تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>متخصصان لیبرال محافظه‌کار: تحلیل طبقاتی نگرش‌های اجتماعی و سیاسی متخصصان حرفه‌ای در ایران</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_106869.html</link>
      <description>این پژوهش با تمرکز بر متخصصان حرفه‌ای به‌مثابه لایه‌ای از طبقه متوسطِ رو به بالا در ایران، مسئله تنوع و تناقض نگرش‌های اجتماعی–سیاسی این گروه و نسبت آن با سبک زندگی و مصرف فرهنگی را بررسی می‌کند. مطالعه با اتکا به چارچوب‌های بوردیو (سرمایه‌ها و عادت‌واره) و اریک اُلین رایت (جایگاه‌های طبقاتی متناقض) و با روش کیفیِ تحلیل مضمون انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته از ۳۴ نفر گردآوری شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد نگرش‌ها غالباً تلفیقی و «لیبرال–محافظه‌کارانه» است: از یک‌سو حمایت از آزادی بیان، مشارکت مدنی و عدالت، و از سوی دیگر ترجیح ثبات و پرهیز از تغییرات ناگهانی. در سطح سبک زندگی، مصرف فرهنگی و اوقات فراغت زیر فشار تورم و محدودیت‌های اینترنتی شکل می‌گیرد و شبکه‌های اجتماعی هم‌زمان منبع خبر و سرگرمی‌اند. روابط اجتماعی به سمت شبکه‌های کوچک‌تر و هم‌سطح میل کرده و در مهاجرت، پارادوکس «ماندن برای خود/رفتن برای فرزندان» برجسته است. همچنین فرسایش اعتماد نهادی و کاهش امید اجتماعی در پی بی‌ثباتی اقتصادی و محدودیت‌های سیاسی مشاهده می‌شود. تحلیل مضامین در چند مقوله، از جمله خانواده و جنسیت، ناسیونالیسم و مهاجرپذیری، و نیز ایده اقتصادی (رشد پایدار همراه عدالت) و مطالبه شفافیت و مقابله با رانت، سامان یافت. جمع‌بندی پژوهش نشان می‌دهد این تلفیق ارزشی، هم ظرفیت مشارکت و تحول دارد و هم در شرایط نامطمئن می‌تواند به کناره‌گیری و فردگرایی بینجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست مدل نظری استرس خانواده در مطالعه‌ی آسیب پذیری خانواده های ایرانی: تحلیلی مبتنی بر داده های پیمایش ملی خانواده</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_107259.html</link>
      <description>یکی از نخستین و در عین حال مهم ترین نهادهای اجتماعی، خانواده است که د صورت قرارگیری درشرایط آسیب‌پذیر نمیتواند همانند خانوادهای عادی یا غیرآسیبی کارکردها و نقشهای خود را ایفا نماید. هدف از انجام مطالعه حاضر کاربست مدل نظری استرس خانواده (مدل ABC-X ) دربررسی و تحلیل آسیب پذیری خانواده‌های ایرانی می‌باشد. این مطالعه با استفاده از داده‌های پیمایش ملی خانواده درسال 1398و با بهره گیری ازروش تحلیل ثانویه، آسیب‌پذیری خانواده های ایرانی رامورد تحلیل قرار داده است. پاسخگویان شامل مجموع افراد بالای 15سال خانوارهای معمولی ساکن درمناطق شهری کل کشور(31 استان) بوده است که درنهایت 5036 نفربه عنوان جمعیت نمونه انتخاب شدند.یافته‌های تحقیق براساس مدل نظری استرس خانواده نشان داد 80 درصد خانواده‌های ایرانی، آسیب‌های اقتصادی-معیشتی را درابعاد مختلف به مثابة عامل استرس‌زا (A) درحد متوسط تا بسیار زیادتجربه کرده‌اند. درعین حال ازنظر منابع درونی و بیرونی (B) نیز2/75 درصدازخانواده‌ها ا حد متوسط تا بسیارزیاد کاستی و ضعف دارند.مؤلفة سوم (C)،‌ ادراک اعضای خانواده ومشخصاً زوجین نسبت به کلیات زندگی زناشویی-خانوادگی درسایة بحران ایجاد شده بوده است که نگاه منفی حدود 83 درصد از ایرانیان به ازدواج و زندگی زناشویی رانشان داد. درنهایت، بی‌ثباتی اخلاقی-رفتاری همچون دروغ‌گویی، خیانت، بی‌اعتمادی،‌ پنهان‌سازی مسائل، فرارازمسئولیت-های زناشویی را به میزان متوسط تاخیلی زیادونیزخشونت خانگی در ابعاد مختلف از پیامدهای (X) عامل استرس‌زای خانوادههای ایرانی یعنی آسیبهای اقتصادی و معیشتی به شمار می‌آیند. نتایج مطالعۀ حاضر، لزوم  اقداماتی عملی و علمی به شکلی کاملاً آگاهانه و جامع‌نگرانه را در راستای کاهش میزان آسیب‌پذیری خانوادههای ایرانی براساس مدیریت عوامل استرس‌زاوافزایش حمایت اجتماعی راگوشزد می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عاملیت زنان در میدان پوشش: تبیین برساختی تعامل ساختار، هویت و سرمایه اجتماعی</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_107632.html</link>
      <description>حجاب زنان و عاملیت آنان در جامعه و فهم و ادراک آنان از شیوه‌های بروزات اجتماعی خود و نقش آفرینی‌های اجتماعی از جمله مهمترین مسائلی است که همواره در جامعه پیرامون آن مسائل و مشکلات متعددی شکل می‌گیرد. پژوهش حاضر در قالب سنت روش شناختی کیفی و اتخاذ روش نظریه مبنایی تلاش می‌کند تا ابعاد گوناگون مسئله حجاب در جامعه ایران را به عنوان یک مسئله اجتماعی بررسی و شناسایی کند. یافته‌های  حاصل از این پژوهش که از انجام دو فاز نخبگانی و میدانی و مجموعا 40 مصاحبه که در قالب نشست‌های تخصصی از نخبگان و مصاحبه‌های میدانی بدست آمده و مورد واکاوی قرار گرفت حاکی از آن است که مسئله حجاب بر مبنای مقوله ادراک از عاملیت قابل فهم و بیان می‌باشد و جاکندگی بستری، انفصال شبکه ای و عدم وجود اقناع سازها از عوامل علی شکل‌دهنده این مسئله می‌باشد. همچنین جبر محیط و ساختارهای نهادی مردمحور از عوامل زمینه‌ای و ادراک سازها و هزینه سازها از عوامل مداخله‌گر در ایجاد این مسئله است و راهبردهای اتخاذ شده در برابر این مسئله در دو مقوله هویت‌سازی و افزایش سرمایه اجتماعی/جنسیتی و حکمرانی مردم محور قابل بیان است و پیامد حاصل از این راهبردها نیز اصلاحات عمیق را رقم می‌زند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد الگوریتم بهینه‌سازی ازدحام ذرات در ساخت شاخص‌های تحصیلی و شغلی مهاجرتی در شهر تهران</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_107671.html</link>
      <description>در عصر حاضر که به عنوان عصر دیجیتال و هوش مصنوعی شناخته می‌شود، حجم گسترده‌ای از داده‌ها در هر لحظه تولید و پردازش می‌شود. استخراج الگوهای معنادار از این داده‌ها امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. در این راستا، روش‌های مبتنی بر داده‌کاوی به‌عنوان ابزاری کارآمد جهت تحلیل داده‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این حال، در حوزه علوم اجتماعی، پژوهش‌های محدودی در زمینه به‌کارگیری روش‌های الگوریتمی محور مبتنی بر داده انجام شده است. مطالعه حاضر با استفاده از داده‌های خرد سرشماری ۱۳۹۰ و با بهره‌گیری از ساختار الگوریتم فراابتکاری بهینه سازی ازدحام ذرات، دو شاخص جاذبه تحصیلی و شغلی را در نرم افزار متلب طراحی و پیاده سازی کرده است. بر اساس اطلاعات استخراج‌شده مبتنی بر این شاخص‌ها، مناطق ۲۲‌گانه تهران امتیازدهی و سپس رتبه‌بندی شدند. یافته‌های تحقیق نشان داد حدود ۳۳ درصد از مهاجرت‌ها به تهران ناشی از جاذبه‌های شغلی و تحصیلی است (۲۲ درصد شغلی، ۱۱ درصد تحصیلی) و ۶۷ درصد باقی‌مانده به دلایل دیگر مربوط می‌شود. منطقه ۵ بیشترین سهم مهاجرتی و بالاترین جاذبه تحصیلی و شغلی را دارد، در مقابل منطقه ۲۱ کمترین سهم و پایین‌ترین جاذبه را نشان می‌دهد. نتایج حاصل نشان می‌‌دهد که بهره‌گیری از الگوریتم‌های هوشمند در چارچوب داده‌کاوی و در بستر تحولات عصر هوش مصنوعی می‌تواند به شکل چشم‌گیری ظرفیت و کارآمدی این روش‌ها را در تحلیل داده‌های علوم اجتماعی تقویت نماید. در این راستا، مهاجرت به‌عنوان نمونه‌ای کاربردی برای تبیین این رویکرد مورد بررسی قرار گرفته است</description>
    </item>
    <item>
      <title>شرایط و زمینه های شکل گیری آسیب های فضای مجازی در میان پسران نسل زد</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_107706.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه‌های زیسته پسران نسل Z از حضور در فضای مجازی و شناسایی عوامل مؤثر بر آسیب‌دیدگی آنان انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش نظریه داده‌بنیاد چارمز انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان شامل 15 پسر از نسل Z بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و نظری از میان مراجعه‌کنندگان به مراکز روان‌شناسی و مشاوره انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش کدگذاری نظام‌مند تحلیل شد. 
یافته‌ها نشان داد که عوامل مؤثر بر آسیب‌دیدگی پسران نسل Z در فضای مجازی در چهار مضمون اصلی قابل طبقه‌بندی است: «بستر پرآشوب»، «خودنمایی ناآگاهانه»، «تنگناهای هنجاری ـ نهادی» و «رهایی برانگیزاننده». نتایج نشان می‌دهد آسیب‌های تجربه‌شده پسران در فضای مجازی صرفاً ناشی از ویژگی‌های این فضا نیست، بلکه حاصل برهم‌کنش عوامل فردی، خانوادگی، فرهنگی ـ اجتماعی و مجازی است که در این بستر تشدید و بازتولید می‌شوند. تجربه ها حاکی از آن است که کنشگری آنان در فضای مجازی، نه کنشی صرفاً انتخابی و آزادانه، بلکه واکنشی معنادار به زیست‌جهانی آکنده از ناکامی‌های هویتی، محرومیت‌های عاطفی، فشارهای جنسیتی و ضعف نهادهای تنظیم‌گر است. در این میان، فضای مجازی بیش از آنکه علت اولیه آسیب باشد، به بستری برای تشدید و بازتولید آسیب‌پذیری‌های پیشین تبدیل شده و چرخه‌ای از وابستگی، تعارض درونی و آسیب روانی-اجتماعی را شکل داده است.بر این اساس، توجه به رویکردی چندبعدی در تحلیل آسیب‌های فضای مجازی و طراحی برنامه‌های مداخله‌ای و آگاهی‌بخشی متناسب با جوانان و خانواده‌ها ضروری به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مقایسه ای خودتمایزیافتگی بر رفتارکمک جویی دردانشجویان پزشکی با افکارخودکشی</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_107708.html</link>
      <description>شیوع بالای خودکشی در دانشجویان پزشکی به سطوح بالای استرس شغلی که در طول تحصیل متحمل می‌شوند نسبت داده می‌شود، بررسی زمینه های دیگر نیز به این علت که دانشجویان پزشکی نیروی فعال جامعه هستند حائز اهمیت می‌باشد. 
روش پژوهش حاضر با توجه به هدف از نوع کاربردی و با توجه به شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع ‌مقایسه‌ای بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان پزشکی علوم پزشکی شیراز در سال ۱۴۰۳ بود. از بین جامعه آماری مورد نظر ۲۰۵ نفر به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب و با استفاده از فرم نظرسنجی آنلاین به مقیاس استاندارد افکارخودکشی بک (۱۹۹۳)، فرم کوتاه خودتمایزیافتگی (۲۰۱۱) و فرم کوتاه مقیاس نگرش نسبت به کمک‌طلبی روانشناختی فیشر و فارینا (۱۹۹۵) پاسخ دادند. داده‌ها به روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری یک‌طرفه و با نرم‌افراز آماری SPSS24 تحلیل شد.
نتایج نشان داد میانگین افکارخودکشی و تمایل به مردن با رفتارکمک‌جویانه پایین به طور معنی‌داری از افراد با رفتار کمک جویانه بالا بیشتر بود. همچنین، میانگین خودتمایزیافتگی افراد با رفتارکمک‌جویانه بالا به طور معنی‌داری از گروه افراد با رفتارکمک‌جویانه پایین بیشتر بود.
با توجه به یافته‌ها می‌توان از آموزش خودتمایزیافتگی به عنوان راهبردی جهت کاهش سطح اضطراب دانشجویان پزشکی مبتلا به اختلال خلقی و بالا بردن توانایی آنها در بکارگیری و اصلاح رفتارهای کمک‌جویانه و راهبردهای مقابله‌ای کارآمد برای ایجاد گامی موثر درجهت کاهش میزان خودکشی دراین افراد برداشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>میدان قیام بروجرد به مثابه فضای اِستثنایی: مردم‌نگاری انتقادی از هوموساکرشدگی و فرودستی کارگران روزمزد</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_107863.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی سازوکارهای انقیاد و فرودستی کارگران روزمزد در میدان قیام بروجرد، به تحلیل و واکاوی رابطه‌ی میان فضا و سیاست‌گذاری زیست‌سیاسی پرداخته است. مسأله اصلی پژوهش، تبیین وضعیت تعلیق و بی‌حقوقی کارگران روزمرد در میدان به مثابه یک ماشین استثناساز است که آن‌ها را در وضعیت هوموساکرشدگی قرار داده است. روش پژوهش، مردم‌نگاری انتقادی بوده که با بهره‌گیری از ابزارهایی نظیر مشاهده‌ی آستانه‌ای، بدن‌مندی، شاهد ثانویه بودن و بازتابی بودن در میدان انجام شده است. یافته‌ها نشان داد که میدان قیام به‌مثابه‌ی یک اردوگاه باز، فرآیند هوموساکرشدگی را از طریق تکنولوژی‌های انتظار، فرسایش بدنی و تصمیم‌گیری خودسرانه‌ی کارفرما (به‌عنوان حاکم محلی) بازتولید می‌کند. در مقایسه با ادبیات پیشین که فرودستی را عمدتاً در ساحت اقتصادی یا روان‌شناختی می‌دید، این مطالعه نشان داد که فرودستی در میدان، نتیجه‌ی مستقیم یک وضعیت اضطراری فضایی است که در آن کارگر از فضای حقوق شهروندی به حیات برهنه رانده می‌شود. با این‌همه، یافته‌ها حکایت از وجود عاملیت مقاومت‌گرایانه در قالب شبکه‌های همیاری و استمرار حضور بدنمند کارگران در ساحت عمومی دارد. خروج از این منطقه‌ی تعلیق صرفاً از مسیر مداخلات خیریه‌ای یا سیاست‌های دولتی ممکن نیست، بلکه مستلزم شکل‌گیری کنش‌های جمعی کارگران، تقویت شبکه‌های همیاری و نقش‌آفرینی نهادهای مدنی در کنار اصلاحات نهادی در سیاست‌گذاری شهری است؛ فرآیندی که می‌تواند به بازپس‌گیری تدریجی حق حضور فرودستان در فضاهای شهری بینجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی کیفی پدیده‌ی اجاره‌نشینی در میان میانسالان متأهل ساکن در شهر کرمان</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_107898.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی پدیده‌ی اجاره‌نشینی در میان افراد میانسال است. در این پژوهش از روش‌شناسی کیفی گرنددتئوری جهت فهم عمیق‌تر موضوع اجاره‌نشینی استفاده شده است. میدان مطالعه شهر کرمان است و مشارکت‌کنندگان از میان افراد میانسال مستأجر ساکن در شهر کرمان و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و نمونه‌گیری نظری انتخاب شده‌اند. روش گردآوری داده‌ها به صورت مصاحبه‌ نیمه ساختاریافته است که با 16 مرد و 15 زن صورت گرفت. همچنین برای کسب اعتبار در این پژوهش از تکنیک ارزیابی توسط اعضا، روش ممیزی و مقایسه تحلیلی استفاده شده است. تحلیل نهایی داده‌ها منجر به خلق ده مقوله اصلی و بیست و یک زیر مقوله شد که عبارتند از: بحران اقتصادی فزاینده، ادراک هرج و مرج در سیاست‌گذاری مسکن، زندگی بر مدار پول، بنگاهداران؛ فراعنه املاک، تعلیق حس تعلق، ارثیه راه نجات از اجاره‌نشینی، اضطراب جابه‌جایی، تقلیل تدریجی پایگاه، تنگنای اخلاقی زیستن و تهدید هستی خانواده. در نهایت مقوله‌ی هسته ”اجاره نشینی به مثابه‌ی گسست زندگی“ را استخراج کردیم. نتایج پژوهش نشان‌ می‌دهد که اجاره‌نشینی برای میانسالان همراه با اضطراب جابه‌جایی، فشار اقتصادی و کاهش حس تعلق است و زندگی آن‌ها را در ابعاد اقتصادی، روانی و اجتماعی دچار بحران کرده و چرخه‌ای از نابرابری را تداوم ‌بخشیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسأله آکادمی در ایران؛ مطالعه‌ای در باب نسبت مکتب فلسفی تهران و دانشگاه تهران</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_107937.html</link>
      <description>هدف این مقاله بازاندیشی به مسئله آکادمی در ایران، از خلال نسبت میان تأسیس دانشگاه تهران (۱۳۱۳ شمسی) و مکتب فلسفی تهران به‌عنوان سنتی زنده در فلسفه است. بخشی از این بازاندیشی نقد روایت مسلط «گسست معرفتی» است. چارچوب نظری پژوهش با تلفیق لایه‌بندی نهادی و پدیدارشناسی (گیلسپای، لیوتار) صورت‌بندی شده و مفاهیمی چون «تنش»، «دوگانگی نهادی»، «زیست‌جهان» و «زمان‌های چندگانه» (کوزلک) را به کار می‌گیرد. روش پژوهش کیفی-تاریخی با رویکرد پدیدارشناختی-هرمنیوتیکی است؛ داده‌ها از اسناد تاریخی تأسیس دانشگاه، متون فلسفی مکتب تهران (به‌ویژه «لمعات الهیه» و «بدایع‌الحکم») و برنامه‌های درسی دانشکده معقول و منقول گردآوری شده‌اند. مهم‌ترین یافته‌ها نشان می‌دهد: اولاً، سنت فلسفی مکتب تهران در آستانه تأسیس دانشگاه از پویایی درونی و انعطاف تعاملی برخوردار بوده و متن‌هایی به زبان فارسی تولید کرده که نشان‌دهنده ظرفیت گفت‌وگو با پرسش‌های نوظهور است. ثانیاً، دانشگاه تهران نه یک گسست مطلق، بلکه محصول فرایند «لایه‌بندی نهادی» و ادغام نهادهای پیشین (از جمله مدرسه عالی سپهسالار) است. ثالثاً، هم‌زیستی دو منطق نهادی مدرسه (اقتدار سنتی) و دانشگاه (اقتدار عقلانی-قانونی) به دوگانگی نهادی و تنشی مولد انجامیده که در کنش شخصیت‌هایی چون میرزا مهدی آشتیانی و محمدعلی فروغی تجسم یافته است و می‎تواند تا همین امروز نیز تداوم یافته باشد. مقاله نتیجه می‌گیرد که نسبت میان دانشگاه و سنت فلسفی را باید در افق «تداوم در عین دگردیسی/بازآرایی» بازفهمید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از آرمان تا واقعیت: روایت دانشجویان از چگونگی فرایند سرخوردگی تحصیلی</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_108037.html</link>
      <description>نهاد آموزش عالی در ایران در کنار پاره ای از فرصت ها با  مسائل  مختلفی در گیر بوده که یکی از آن ها مسئله سترون شدگی تحصیلات دانشجویان است؛مقاله حاضر در نظر دارد این مسئله را به پرسش نهد که دانشجویان فرایند سرخوردگی خود را از تحصیل چگونه روایت می کنندو چه دلایلی را در ایجاد آن  دخیل می دانند ؟  با توجه به ماهیت برساختی پدیده مورد مطالعه، پارادایم تحقیق تفسیری ، رویکرد کیفی و روش به کارگرفته شده در آن تحلیل محتوای کیفی با استفاده از مدل تحلیل محتوای استقرایی می‌باشد. جامعه هدف شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه ایلام در سال 1404است که با استفاده از نمونه‌گیری نظری و هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری،از ۱۴ نفر دانشجوی این دانشگاه به منظور جمع آوری اطلاعات مصاحبه عمیق گرفته شد.استراتژی تحلیل داده‌ها از طریق فرایند تحلیل مضمون صورت گرفت.یافته‌های این تحقیق شامل 13 تم اصلی و 71 تم فرعی بود.یافته‌ها نشان می‌دهد که دانشجو به دلایلی چون:خودارتقایی،مقایسه اجتماعی و نقش‌آفرینی سیاسی به تحصیل رغبت پیدا می کند؛ او قبل از ورود به مقطع کارشناسی‌ارشد معنای آرمانی تعالی علمی را نسبت به نقش دانشجویی دارد اما با ورود به دانشگاه و مواجه با مسائلی چون : تجاری شدن علم، دانشگاه رها شده ،حکمرانی معیوب و جامعه مخدوش،آرمان‌های ذهنی‌اش به سراب استحاله می‌یابد و ضمن تبدیل به سوژه‌ای درمانده، دچار انفعال تحصیلی و فلاکت فکری می شود؛ در نتیجه  ناگزیر است که زیستی آنارشیتی و زیستی دیجیتالی را به مثابه سبک زندگی برگزیند .</description>
    </item>
    <item>
      <title>دانشگاه به مثابه کافی شاپ: واکاوی کیفی زیست‌جهان فراغت‌محور دانشجویان دانشگاه آزاد نجف‌آباد</title>
      <link>https://ijsp.ut.ac.ir/article_108205.html</link>
      <description>دانشگاه در دهه‌های اخیر، همسو با تحولات جهانی آموزش عالی، از نهادی با رسالت واحد علمی به فضایی متکثر با کارکردهای متنوع تغییر شکل داده است. در پی این تحول، هویت و سبک زندگی دانشجویی نیز از الگوی واحدی پیروی نمی‌کند و گونه‌های متکثری یافته است. یکی از این گونه‌ها، پدیده «سبک زندگی فراغت‌محورانه» است که در آن، دانشگاه نه به‌عنوان نهادی برای تعالی علمی یا سرمایه‌گذاری شغلی، بلکه به‌مثابه فضایی برای لذت‌جویی، معاشرت و تجربه‌های غیرآکادمیک درک می‌شود. با وجود این، مطالعات پیشین بیشتر با رویکردهای کمی و سطح‌کلان، بر انگیزه‌های تحصیلی، عملکرد علمی و مسائل ساختاری آموزش عالی متمرکز بوده‌اند و کمتر به فهم عمیق جهان زیسته، نظام معنایی و کنش‌های روزمرۀ این دانشجویان پرداخته‌اند. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ، با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، به مطالعۀ تجارب ده نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف‌آباد پرداخته است. یافته‌ها چهار مضمون اصلی شامل «زندگی روی فرکانس لذت»، «دیالوگ توجیهی با وجدان آکادمیک»، «معماری فراغت» و «هنر شناور ماندن» را آشکار ساخت. نتایج نشان می‌دهد سبک زندگی فراغت‌محورانه، که در آن، منطق کافی‌شاپی جای رسالت علمی را می‌گیرد، نه نشانۀ انفعال، بلکه شکلی از بازتعریف هویت و مقاومت خلاق در برابر گفتمان مسلط دانشگاه است. شناسایی این سبک زندگی دانشجویی می‌تواند برای سیاست‌گذاری در حوزه آموزش عالی و درک پیچیدگی‌های زیست دانشجویی مفید واقع شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
