مطالعۀ جامعه شناختی علل و زمینه های بروز تعارضات زناشویی در شهر تهران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه محقق اردبیلی

2 استادیار دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران

چکیده

بررسی سیر تحولات در حوزۀ خانواده نشان می­دهد که در دهه­های اخیر دگرگونی­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و به دنبال آن، دگرگونی­هایی که در شکل و وظایف خانواده، نوع نگاه افراد به خود و خانواده و انتظارات آنها از ازدواج و زناشویی پدید آمده است، نهاد خانواده و زناشویی را با چالش­ها و تعارضاتی متفاوت و مضاعف نسبت به گذشته دست به گریبان ساخته است. از نتایج چنین وضعیتی سستی روابط زناشویی و به تبع آن افزایش میزان طلاق در جامعۀ جهانی و ایران است. بر همین اساس، مقالۀ حاضر سعی دارد با مطالعۀ جامعه­شناختی تعارضات زناشویی در شهر تهران به شناسایی انواع این تعارضات، علل و زمینه­های بروز و تداوم آن و راهبردهایی که زوجین در مقابله با چنین تعارضاتی در پیش می­گیرند بپردازد. در این مقاله تلاش می­شود با تکیه بر رویکردهای نظری مختلف در تبیین پدیدۀ تعارضات زناشویی و به ‌ویژه نظریۀ کنش متقابل نمادین- به‌ عنوان تبیین­کنندۀ اصلی- و به کارگیری مفهوم «پارادایم زناشویی» به‌ عنوان حلقۀ گمشدۀ مطالعات پیشین در این حوزه، مدلی مناسب و در عین حال متفاوت برای تبیین تعارضات زناشویی فراهم شود. این مدل، تعارضات زناشویی را بر اساس تضاد پارادایمی زن و شوهر توضیح می­دهد و ایدۀ اساسی آن این است که تعارضات زناشویی نه نتیجۀ یک یا چند عامل ثابت و مشخص، بلکه محصول برخورد پارادایم­های مخالف (متفاوت) با هم است که مطابق با نتایج تأیید شده است. مدل یادشده، در نهایت «همسان­همسری پارادایمی» را به‌ عنوان راه­حل مسئلۀ مورد نظر معرفی می­کند.